black heart
پاکترین هوای دنیا هوایی است که در وجود ماست ! چرا که هر لحظه دلمان هوای هم را میکند . .................... ای بی تو زمانه سرد و سنگین در من / ای حسرت روزهای شیرین در من / بی مهری انسان معاصر در توست / تنهایی انسان نخستین در من . .................... اگهی فوری : به یک آغوش گرم برای فراموش کردن سرمای زندگی نیازمندیم ! .....................
جديد: يه عشق شگفت انگيز
عشق آواز قشنگی ست که خدا می داند / سرنوشتی که مرا با تو به خود می خواند / گرچه از خویش گریزم به تو نزدیک شوم / گوش کن قلب من از دور تو را می خواند . .................... تو را از بی مثالی دوست دارم / تو را از بس زلالی دوست دارم / اگرچه شاخه ای از گل ندارم / تو را با دست خالی دوست دارم . ..................... من به یادت آه را بر روی غم حک میکنم تا بدانی انتظار دوست یعنی اوج عشق . ...................... خوب من ، کاش از این فاصله حس می کردی ، لحظه هایم همه از غیبت تو دلگیرند . ..................... رو به قبله می نشینم ، خسته با حالی عجیب / از ته دل می نویسم ، انت فی قلبی عزیز . .................... از لحظه های طی شده حظی نبرده ایم / خود را به دست شاید و اما سپرده ایم / بشمار لحظه لحظه ی عمر گذشته را / هرچند سال بود همانقدر مرده ایم . .................... با تو زمستان هم لحظه ها شکوفه می زنند ، انگار که هر ثانیه آغاز بهاری است ، برای رسیدن به تو . .................... با من امروز زندگی کن ای عزیز همسفر / بگذر از دیروز و فردا بی دریغ و بی اگر / شاید امروز تا به فردا زندگی مهلت نداد / این قطار بی توقف لحظه ای فرصت نداد . .................... گویند ضریح چشم تو صد معجزه دارد / ای کاش من زائر چشمان تو بودم . .................... اگر در خواب میدیدم غم روز جدایی را / به دل هرگز نمیدادم خیال آشنایی را . ..................... قلب من فرش پای کسانی ست که هرازگاهی یادی از ما میکنن ! ..................... گفتی که بیا و از وفایت بگذر / از لهجه ی بی وفاییت رنجیدم / گفتم که بهانه ات برایم کافیست / معنای لطیف عشق را فهمیدم . ..................... هرچه میخواهم غمت را در دلم پنهان کنم / سینه میگوید که من تنگ آمدم ، فریاد کن . ...................... گوش تا گوشه ی صحرا تو بخواب و نهراس / شیرها خاطرشان هست که آهوی منی . ...................... تو مغازه ی قلبم تنها گلی هستی که روش نوشتم دست نزنید ، فروشی نیست ! ....................... گفتم از من مطلب دیده ی گریان تر از این / دل خونین تر و مجنون تر و ویران تر از این / گفت گرچه دلت خانه به دوش است ولی / دوست دارم که شود بی سروسامان تر از این . ....................... از خدا چیزی را برایت خواستارم که جز خدا درباور هیچ کس نگنجد نظرات شما عزیزان: ![]() دو شنبه 15 اسفند 1398برچسب:, :: 16:53 :: نويسنده : ستاره
پيوندها
نويسندگان |
||
![]() |